کلینیک دامپزشکی دکتر هومن
دکتر هومن علاوه بر امور درمانی حیوانات خانگی، در زمینه های مختلفی مانند حیات وحش، پستانداران دریایی(دلفیناریوم)، همچنین به عنوان کارشناس بهداشت، سلامت و حمایت از حیوانات در برنامه هایی چون به خانه برمی گردیم، خانه ما، خانه مهر، و چندین کانال تلوزیونی و رادیویی داخلی و خارجی شرکت داشته اند. همکاری با بیش ۲۰ روزنامه و ماهنامه و نگارش بیش از ۴۰۰ مقاله، داستان کوتاه و… ، همچنین همکاری با پناهگاه وفا به عنوان مسئول امور درمانی از دیگر فعالیتهای ایشان می باشد. کلینیک دکتر هومن سعی داشته تا با استفاده از مجهزترین امکانات کلینیکی و کمک درمانی و همچنین یاری جستن از مجرب ترین اساتید دانشگاهی، شرایطی را فراهم کند تا به بهترین نحو به بیماری حیوانات رسیدگی و هرچه بیشتر به بالا بردن سطح بهداشت جامعه کمک شود.
سخنی با کاربران
دوستان خوبم، شاید بدون اغراق اولین سایت اینترنتی در ضمینه حیووانات خانگی در ایران را من راه اندازی کردم در سال ۱۳۷۷٫ بعد از یکی دو سال به علت مشغله و درگیری های زیاد از صرافت به روز رسانی سایت افتادم. از تیرماه امسال ۱۳۹۰ دوباره به صرافت آن افتادم تا سایتم را دوباره ساماندهی کنم و با کمک دوست خوبم میلاد نوری این کار را به انجام رساندیم. امکانات جدید زیادی به امکانات قبلی اضافه شده که میتوان به تعین وقت اینترنتی، خرید اینترنتی از پت شاپ، بروز رسانی روزانه سایت، توانایی عضویت در سایت و ایمیل کردن روزانه اخبار و اتفاقات مربوط به حیوانات و … اشاره کرد.
از آنجا که خیلی هایتان بیوگرافی که در سایت قبلی گذاشته بودم را دوست داشتید، همان را دوباره برایتان می گذارم بماند. ولی از آن زمان تا بحال خیلی اتفاقات خوب و بد با حیوانات برایم پیش آمد که در متن های روزانه برایتان خواهم نوشت.
یک اتو بیوگرافی خودمانی
خیلی وقت بود که میخواستم صفحات فارسی (زبان شیرین مادری)را هم به سایتم اضافه کنم ولی امان از دست این تنبلی !! من کلا توی نوشتن یه کمی تنبلم و این مشکل رو از زمان بچگی هام تا حالا داشتم، ولی تا دلتون بخواد براتون حرف می زنم! شغل دامپزشکی روحدود۷،۸ ساله که بودم انتخاب کردم،البته این اولین انتخابم نبود،وقتی کوچیکتر بودم دوست داشتم راننده شن کش بشم یادش بخیر از دیدن عظمت ماشین شن کش خیلی خوشم می اومد چون به نظرم خیلی بزرگ جلوه می کرد، شاید برای همینه که همیشه ماشینهای بزرگ و شاسی بلند داشتم. بقول آمریکایی ها big man و . Big car بعد که سنم یه خورده بیشتر شد، دیدم دنیای حیوانات خیلی بهتر و دوست داشتنی تر از دنیای سرد و فلزی وبزرگ ماشینها ست. همیشه برام سخت بود که میدیدم بچه های هم سن و سالم به کلاغهای روی درختا سنگ پرت می کنن و دلم برای نگاههای وحشت زده گربه هایی که گاهی برایشان شیر یا غذا داخل حیاط می گذاشتم و از پشت پنجره نگاهشان میکردم میسوخت. به هر حال من هم مثل بقیه بزرگ شدم( البته بیشتر دراز شدم ) و سال ۱۳۶۷ بود که رفتم دانشگاه ، مسلما رشته دامپزشکی.
سالهای خوبی بود، یادش بخیر دوستای خوبی پیدا کردم و خاطرات تلخ وشیرین زیادی برام به یادگار مونده خاطراتی که بعضی از اونها رو خیلی دوست دارم، یادمه یکی از درسهای سالهای اول رو که به دلایلی اسمشو نمی آرم ومیتونید حدس بزنیدرو بخاطر مشغله زیاد!! سر کلاسش نرفته بودم یعنی اصلا نرفته بودم و دوستان لطف میکردن حاضری من و رد میکردن، سر امتحان که نشسته بودیم و مشغول جواب دادن به سوالها که، آقایی به صندلی من نزدیک شد و گفت: ببخشید من تا حالا شمارو ندیدم، من هم گفتم: اتفاقا قیافه شما هم برای من آشنا نیست. البته بعد فهمیدم که استاد همون درسه و نزدیک بود برای همین، درس رو برام حذف کنن. یادش بخیر سالهای بی خیالی و غرق شدن در خیالات، شب بیدارماند نها و حرفهای صد من یه غاز گفتن و شنیدن، سالهای …
سالهایی که گذشت ومن سال ۱۳۷۳ فارغ التحصیل شدم. سربازی رو توی بخش بازرسی نیروهای مسلح میگذروندمویه کلینیکم توی شهریار داشتم البته نیمه وقت، یک مرغداری هم توی ورامین اجاره کرده بودیم با جواد و محسن، برای یه شرکت دارویی هم ویزیتوری میکردم. بعد از سربازی هم یه یک سالی مدیر باشگاه سوارکاری کیش بودم، بعد اومدم تهران و با یکی از همکارها یک کلینیک دام کوچیک باز کردیم، که هنوزهم هست و امیدوارم موفق باشه در کنارش هم کار درمانی چند باشگاه سوارکاری اطراف تهران رو انجام میدادم وهم بصورت دوره ایی باشگاه سوار کاری و باغ وحش کیش رو ویزیت میکردم، تو همون دوره ها در کنار کار های ریزو درشت دیگر دو تا جراحی جالب حیات وحش انجام دادم، یکی یک تومور بین مغز و نخاع یک توله شیر آسیایی بود که حیوان را کاملا فلج کرده بود و بعد از جراحی حیوان آرام آرام بهبود یافت و الان سر حال و خوب مشغول نعره کشیدنه ( منظورم از الان سال ۱۳۸۲ است، یه وقت ده سال بعد نیاین بگین کو این خانم شیره؟ شاید اونموقع نباشه!!) یکی دیگه هم، جراحی روی قلب و ریه یک گوزن زرد ایرانی بود که یکی از کمیاب ترین گونه های گوزن در سطح جهان است، فکر کنم الان حدود ۲۰۰ راس در ایران زندگی میکنند که با مدیریت قوی محیط زیست فکر کنم این هم به سرنوشت یوزپلنگ و ببر ایرانی دچار شود. این گوزن که اتفاقا این یکی هم ماده بود، مثل همه زنهای دیگر با شوهرش حرفش شده بود و شوهرش هم که پسوند ایرانی رو با خودش یدک می کشید با یک حرکت متهورانه و مشت محکم به دهان استکبار کوبانده!! با شاخ مبارک، خانم رو مورد حمله قرار داده، لذا جراحتی به عمق چهل و خورده ای سانتیمتر داخل ریه و دیواره قلب ایجاد کرد. ما که آخر علت دعوای آنها را نفهمیدیم ولی با توجه به نزدیک بودن به فصل زاد و ولد آنها قابل پیش بینی می باشد!!!
به هر حال من به اتفاق استاد عزیزم دکتر صدیقی که الان در بلادکفر به سر میبرد حدود ۸ ساعت روی ریه و قلب ( البته دیواره قلب، نه خود قلب، یه وقت فکر نکنین ما open heart surgery کردیم ) کار کردیم و حیوان بیشتر از یک ماه تحت نظر بود تا بهبودی کامل حاصل کرد. هر دوی این جراحی ها در سمینارهای داخلی مورد تقدیر قرار گرفتند، همینجوری الکی!!!
بعد هم که نمی دونم چی شد کلینیک دکتر هومن رو راه انداختم و کلی دوست و دشمن برای خودم دست و پا کردم. آخه یکی نبود به ما بگه توی بلادی که نمی دونن سگ رو با سین مینویسن یا با صاد، ما اومدیم و کلینیک سگ و گربه و پرنده زینتی باز کردیم که بگیم چند منه؟؟ خب، ما هم میرفتیم مثل بچه آدم یه مرغداری باز میکردیم و در پناه قدقد مرغان، بعد از ظهر ها یه جوجه ایی میزدیم و بقیه القصه ها و یا مثل بچه آدم دیگه میرفتیم تو یه گاوداری کار میکردیم ( مگه تو ایران همه فکر نمی کنن دامپزشکی همون گاو پزشکیه) ولی خوب از اونجایی که معتقدم مشکلات اصلی ما ریشه در معضلات فرهنگی داره ، سعی کردم از طریق برنامه های تلویزیونی، مجلات و روزنامه ها و فعالیتهای اینترنتی و غیره یه کمی به این موضوع بپردازم و سعی کنم تا حدودی به رفع این نقیصه کمک کنم. که فکر میکنم تا حدودی موفق بودم، یعنی بودیم . پنج شیش سال پیش کمتر کسی میدونست توی تهران، کلینیک دامپزشکی هست و اصلا نمی شد کسی رو ببینید که با سگش تو خیابون قدم بزنه، اما الان وضعیت خیلی فرق کرده، اونایی که تهران هستن میدونن من چی میگم.
راستی یادم رفت بگم یه دو سالی هم مسئوول دلفیناریوم کیش بودم که خاطرات خوش و نا خوشی از اونجا دارم. کار کردن با دلفینها، نهنگها، شیرها و گرازهای دریایی بسیار لذت بخش و تجربه منحصر به فردی بود که بعد از آشنایی با آقای ثابت نصیب من شد، کاری که با وجود علاقه فراوان به این موضوع مجبور به ترک آن شدم، زیرا عقیده دارم حیوان، گونی عدس نیست که در هر شرایطی بتوان انبارش کرد، تازه گونی عدس هم شرایط نگهداری خاصی دارد چه برسه به نهنگ و دلفین. حیواناتی که در دریای سیاه و نزدیک قطب شمال زندگی میکنند و با آن شرایط محیطی خو دارند و اگر آنها را به حوالی خط استوا میاورید، باید شرایط نگهداری را تغییر دهید. ای بابا، دل خوش سیری چند؟…
امیدوارم در هر حال این مجموعه که با تفکری صحیح احداث و مدیریتی غلط اداره می شود هر روز بهتر از دیروز باشه، مثل صا ایران!!! حالا از تو خواننده این سایت در درجه اول میخوام در بهتر شدن این سایت به من کمک کنی، زیرا نظرات سازنده تو دوستدار حیوانات بیشتر از هر چیز میتواند به پویایی این سایت کمک کند.
در درجه دوم از تو میخواهم اگر مطلبی یا عکسی یا هر چیزی که فکر میکنی میتواند در این سایت بگیرد تا به درد بقیه بخوره، در فرستادنش دریغ نکن، حتما به اسم خودت در این فضا ثبت خواهد شد. در درجه سوم هم، نظرت را حتما به من بگو، چون خیلی برام مهمه.
در درجه چهارم هم نداره…
من هم میتونستم مثل عصا قورت داده ها یک بیو گرافی خیلی( های کلاس ) بنویسم مثلا: اینجانب دکتر هومن
ملوکپور، فرزند…، در سال ۱۳۴۹ در خانواده ایی فرهنگی بدنیا آمدم، تحصیلات ابتدایی را نزد…
ولی خواستم با من راحت باشید، منم با شما. اگر میخواهید بازهم بنویسم، توی لیست نظرات و پیشنهادات ( منظورم همون دفتر نظراته) نظراتتون و بنویسید.
قربون همتون دکتر هومن

فرهنگ سازی برای ورود به دنیای حیوانات
دلفین ها هم فکر میکنند
کالبد شکافی مرگ دو گراز دریایی دلفیناریوم کیش
با یک تکنیک جدید جراحی اورتوپدی دامپزشکی تصحیح شکستگیهای پیچیده حیوانات با استفاده از روش میله- گیره در کشور انجام شد
متن مصاحبه دکتر هومن با بخش فارسی سایت (بخش روزهفتم )BBC
یک جراحی بیسابقه در خاورمیانه

ایدز گربه ها
گربه ، بهترین حیوان خانگی
معرفی جغد -همه چیز درباره ی جغدها
” کلاغ یا نابغه پرندگان”
حمام کردن سگ
زمان تغذیه ی سگها













